-13%

کتاب «روزهای سخت انتظار»

ناشر: ماهواره

Publisher:Mahvareh

شابک: 4-538-459-600-978

ISBN: 978-600-459-538-4

سرشناسه: منیری، ام‌البنین، 1353

Entry: Moniri, Om_ol_Banin, 1974

عنوان و نام پدیدآور: روزهای سخت انتظار/ ام‌البنین منیری

  The title and the name of the author: The hard days of waiting/Ommol Banin Moniri

مشخصات نشر: تهران: ماهواره‏‫، ۱۳۹8

Publication details: Tehran; Mahvareh, 2019

مشخصات ظاهری: 215 ص؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ س‌م.

Appearance: 215 pages

وضعیت فهرست نویسی: فیپا

Cataloging status: FIPA

موضوع: داستان‌های فارسی — قرن ۱۴

Subject: Persian stories – 14th century

موضوع: Persian fiction — 20th century

Subject: Persian fiction – 20th century

رده بندی کنگره: 1398 87 ر 96ن / 8361 PIR

  Congressional Ranking

1398 87 ر 96ن / 8361 PIR

رده بندی دیویی: 62/3فا8

Dewey classification

62/3فا8

شماره کتابشناسی ملی: ۵۶۰۶۹۸۳

National Bibliographic Number:5606983

نشانی ثابت: http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/5606983

Fix Address: http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/5606983

طرح جلد از: سیّد ابوالفضل موسوی

Cover design: Sayed Abolfazl Mousavi

ویراستار مفهومی: افسانه منیری

Content editor: Mrs. Afsaneh Moniri

توجه: هزینه پست با مشتری گرامی است.

Note: The postage is with the customer

 

 

موجود در انبار

400,000 ریال 350,000 ریال

دسته بندی : ,

توضیحات

کتاب رمان «روزهای سخت انتظار»

داستان دختری که برای مستقل شدن، از خانه پدری جدا می شود که با پسری آشنا می شود. به او یک کاری مطابق رشته اش پیشنهاد می دهد که در آن کار با یک مشکل بزرگ مواجه می شود و برای حل آن دست به کارهایی می زند که …..

 

بخشی از رمان

شکوفه چشم هاشو بست و یه لحظه به گذشته فکر کرد.به اشتباهاتی که مرتکب شده بود.
به فراری که از خونه کرده بود. به استقلالی که می خواست برسه ولی نرسیده بود.به مادرش، به پدرش، به خواهرو برادرش. به رویاهایی که داشت و همه به باد فنارفت.همه مثل یه فیلم از جلوی چشماش رد میشد.
توی دلش به این فکر می کرد که واقعاً چرا؟ این چه دنیایی که این توی این سن باید با بهروز، اونم ناخواسته ازدواج کنه؟
اصلاً چرا باید روزی که این فرار کرده بو،د خدا حمید رو جلوی پای این قرار می داد؟
چرا باید این با حرف حمید راهی خونه بهروز میشد؟
شکوفه توی این فکربود که بهروز با تکونی که بهش داد به خودش آورد نگاهی بهش کرد و بهروزگفت:آقا باشماست. کجایی؟
عاقد برای بار سوم می پرسم: وکیلم؟
شکوفه آروم اشک هاشو پاک کردو زیر لب گفت:بله.
عاقد: مبارک باشه.
بعد رو به بهروز کردو گفت:شما هم که راضی هستید.
بهروز:بله.
عاقد: پس فرمودید صیغه پنج ساله؟
بهروز:بله.
عاقد:میشه بپرسم چراعقد دائم نمی کنید؟
بهروز با لحن مسخره آمیزی گفت:چون هنوز به تفاهم نرسیدیم.
عاقد:هرطور که راحت هستید بازم کاری داشتید به خودم بگید.
بهروز:ممنون.دستتون درد نکنه.
بعد رفتن عاقد،بهروز کمی بیرون رفت و قدم زد دوساعتی رو بیرون بود دستش یه جعبه شیرینی خرید و اومد خونه.
بهروزاز دراومد داخل ودید شکوفه هنوز روی صندلی نشسته وتو فکره. نگاهی بهش کردو گفت:چیه هنوز تو فکرشی ؟
شکوفه: نه.
بهروز:قبلاًهم بهت گفتم گوش نکردی.
شکوفه: خوب. آخه…
بهروز:برو کمی استراحت کن بد نیست.
شکوفه: چشم.
خودش رفت توی آشپزخونه شیرینی رو توی یخچال گذاشت
شکوفه رفت توی اتاق و روی زمین دراز کشید.چشماش رو بست و به یاد اون روز افتاد.
داشت توی اتاق کار می کرد که حمید اومد داخل. باز مثل هر روز ابراز احساست کرد، ولی این بار با حرف هاش دل شکوفه لرزید و ….

2 دیدگاه برای کتاب «روزهای سخت انتظار»

  1. نمره 5 از 5

    فرزانه

    واقعا عالی بود

    • admin

      سپاسگزارم

  2. نمره 5 از 5

    علی

    خسته نباشی دست گلت درد نکنه

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربران آنلاین : 0*** بازدید امروز : 10*** بازدید کننده امروز : 6*** بازدید دیروز : 18*** کل بازدیدها : 265389***
کتاب «روزهای سخت انتظار» – دیجی افسون
-13%

کتاب «روزهای سخت انتظار»

ناشر: ماهواره

Publisher:Mahvareh

شابک: 4-538-459-600-978

ISBN: 978-600-459-538-4

سرشناسه: منیری، ام‌البنین، 1353

Entry: Moniri, Om_ol_Banin, 1974

عنوان و نام پدیدآور: روزهای سخت انتظار/ ام‌البنین منیری

  The title and the name of the author: The hard days of waiting/Ommol Banin Moniri

مشخصات نشر: تهران: ماهواره‏‫، ۱۳۹8

Publication details: Tehran; Mahvareh, 2019

مشخصات ظاهری: 215 ص؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ س‌م.

Appearance: 215 pages

وضعیت فهرست نویسی: فیپا

Cataloging status: FIPA

موضوع: داستان‌های فارسی — قرن ۱۴

Subject: Persian stories – 14th century

موضوع: Persian fiction — 20th century

Subject: Persian fiction – 20th century

رده بندی کنگره: 1398 87 ر 96ن / 8361 PIR

  Congressional Ranking

1398 87 ر 96ن / 8361 PIR

رده بندی دیویی: 62/3فا8

Dewey classification

62/3فا8

شماره کتابشناسی ملی: ۵۶۰۶۹۸۳

National Bibliographic Number:5606983

نشانی ثابت: http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/5606983

Fix Address: http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/5606983

طرح جلد از: سیّد ابوالفضل موسوی

Cover design: Sayed Abolfazl Mousavi

ویراستار مفهومی: افسانه منیری

Content editor: Mrs. Afsaneh Moniri

توجه: هزینه پست با مشتری گرامی است.

Note: The postage is with the customer

 

 

موجود در انبار

400,000 ریال 350,000 ریال

دسته بندی : ,

توضیحات

کتاب رمان «روزهای سخت انتظار»

داستان دختری که برای مستقل شدن، از خانه پدری جدا می شود که با پسری آشنا می شود. به او یک کاری مطابق رشته اش پیشنهاد می دهد که در آن کار با یک مشکل بزرگ مواجه می شود و برای حل آن دست به کارهایی می زند که …..

 

بخشی از رمان

شکوفه چشم هاشو بست و یه لحظه به گذشته فکر کرد.به اشتباهاتی که مرتکب شده بود.
به فراری که از خونه کرده بود. به استقلالی که می خواست برسه ولی نرسیده بود.به مادرش، به پدرش، به خواهرو برادرش. به رویاهایی که داشت و همه به باد فنارفت.همه مثل یه فیلم از جلوی چشماش رد میشد.
توی دلش به این فکر می کرد که واقعاً چرا؟ این چه دنیایی که این توی این سن باید با بهروز، اونم ناخواسته ازدواج کنه؟
اصلاً چرا باید روزی که این فرار کرده بو،د خدا حمید رو جلوی پای این قرار می داد؟
چرا باید این با حرف حمید راهی خونه بهروز میشد؟
شکوفه توی این فکربود که بهروز با تکونی که بهش داد به خودش آورد نگاهی بهش کرد و بهروزگفت:آقا باشماست. کجایی؟
عاقد برای بار سوم می پرسم: وکیلم؟
شکوفه آروم اشک هاشو پاک کردو زیر لب گفت:بله.
عاقد: مبارک باشه.
بعد رو به بهروز کردو گفت:شما هم که راضی هستید.
بهروز:بله.
عاقد: پس فرمودید صیغه پنج ساله؟
بهروز:بله.
عاقد:میشه بپرسم چراعقد دائم نمی کنید؟
بهروز با لحن مسخره آمیزی گفت:چون هنوز به تفاهم نرسیدیم.
عاقد:هرطور که راحت هستید بازم کاری داشتید به خودم بگید.
بهروز:ممنون.دستتون درد نکنه.
بعد رفتن عاقد،بهروز کمی بیرون رفت و قدم زد دوساعتی رو بیرون بود دستش یه جعبه شیرینی خرید و اومد خونه.
بهروزاز دراومد داخل ودید شکوفه هنوز روی صندلی نشسته وتو فکره. نگاهی بهش کردو گفت:چیه هنوز تو فکرشی ؟
شکوفه: نه.
بهروز:قبلاًهم بهت گفتم گوش نکردی.
شکوفه: خوب. آخه…
بهروز:برو کمی استراحت کن بد نیست.
شکوفه: چشم.
خودش رفت توی آشپزخونه شیرینی رو توی یخچال گذاشت
شکوفه رفت توی اتاق و روی زمین دراز کشید.چشماش رو بست و به یاد اون روز افتاد.
داشت توی اتاق کار می کرد که حمید اومد داخل. باز مثل هر روز ابراز احساست کرد، ولی این بار با حرف هاش دل شکوفه لرزید و ….

2 دیدگاه برای کتاب «روزهای سخت انتظار»

  1. نمره 5 از 5

    فرزانه

    واقعا عالی بود

    • admin

      سپاسگزارم

  2. نمره 5 از 5

    علی

    خسته نباشی دست گلت درد نکنه

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربران آنلاین : 0*** بازدید امروز : 10*** بازدید کننده امروز : 6*** بازدید دیروز : 18*** کل بازدیدها : 265389***